واحـد تربت حیـدریه

گروه فقـه ومبـانی حقـوق اسـلامی

 

 

 

 

جـزوه درس:درایت الحـدیث

 

 

 

منبع: کتاب علم الحدیث و درایت الحدیث ، کاظم مدیر شانه چی،انتشارات جامعه مدرسین قم

 

 

استــاد :  سرکارخانم محدثی

 

مهر ماه 1394

 

 

 

خدای من : اگر تو دست مرا بگیری،هیچکس مرا دست کم نمی گیرد

 

درس اول

 

علم الحدیث  

علم الحدیث علمی است که با آن اقوال  و احوال و افعال وتقریر پیامبر ( ص )و امامان (ع) شناخته می شود . به عبارت دیگر:

علم قوانینی است که با آن احوال سند ومتن شناخته می شود.

علم الحدیث به دو دسته تقسیم می شود:

الف : روایت الحدیث            

ب : درایت الحدیث      

     

*تعریف روایت الحدیث ( اصول الحدیث ) *

 

علمی که از کیفیت اتصال احادیث به معصوم (ع) از جهت احوال روات (راویان) که آیا ضابط و عادل هستند و از لحاظ کیفیت سند (که آیا متصل است یا منقطع ) گفتگو میکند وخود شامل دو بخش است :

1-علم رجـــال              

 2- مصطلح الحدیث (که به آن درایت نیز گفته می شود)

 

* تعریف درایت الحدیث در مقابل روایت الحدیث   *

علمی است که ازمفاد الفاظ متن حدیث مانند شرح لغات حدیث وبیان حال حدیث از لحاظ اطلاق وتقیید وعموم وخصوص وداشتن معارض ومانند اینها بحث می کند که مناسب نام این قسمت را « فقه الحدیث» گذارد.

 

*تعریف علم رجال*

 

 علمی که در آن  احوال تک تک رجال سند از لحاظ عدالت آنان واعتماد به روایت ونقل آنها بحث شود ( عــادل باشد[1] – ضابط باشد )

 

سوالات جلسه اول

 

1)علم الحدیث را تعریف کنید.

2)علم الحدیث به چه اصولی تقسیم میشود.فقط نام ببرید.

3)روایت الحدیث را تعریف کنید وبگویید به چه بخش هایی تقسیم میشود.

4) درایت الحدیث را درمقابل روایت الحدیث تعریف کنید ونام دیگر آن را بگویید.

5) علم رجال را تعریف کنید.

 

 

تفاوت َبرنده وبازنده در این است که برنده می گوید: مشکل است امّا ممکن ، درحالیکه بازنده می گوید ممکن است امّا مشکل

 

 

 

 

 

 

 

 

درس دوم

 

تعریف مصطلح الحدیث یا درایت الحدیث :

 

درتعریف این علم گفته اند، علمی است که ازسند حدیث ومتن آن وچگونگی فرا گرفتن آداب نقل حدیث گفتگو می کند.

موضوع درایت الحدیث :

موضوع درایت عبارتند از سند و متن حدیث.

موسس این علم قاضی ابومحمدحسن بن عبدالرحمن رازمهری است که در این مورد کتاب المحدث الفاصل بین الراوی والواعی را تعریف نمود.

فایده وغرض علم درایت :

 فایده ی این علم، معرفت وشناسایی احادیث مقبول ومردود است.

سند حدیث :

همان سلسله و زنجیره ی راویان است که متن حدیث را به معصوم میرساند ، زنجیره ی حدیث را از این جهت سند مینامند که در مقام اثبات حدیث به گفته و نقل آنان استفاده می شود ، زیرادسند وسیله ی اعتماد به حدیث است.

متن حدیث:

کلامی است که اخرین راوی نقل میکند وبعتعبیر دیگر قوام معنی حدیث بدان میباشد. خواه گفتار معصوم یا حکایت کردار وی.

کیفیت تحمل حدیث :

 مراد از کیفیت تحمل حدیث چگونگی فرا گرفتن حدیث ازشیخ(استاد حدیث) است آیا به شنیدن از وی صورت گرفته یا به خواندن نزد وی یا بطور دیگر.

 

تعریف حدیث:

حدیث در لغت به معنی خبر وکلام جدید است وجمع آن احادیث می باشد ودر اصطلاح کلامی است که از قول ،فعل،تقریر معصوم حکایت کند وبه آن خبر وسند و روایت واثر نیز اطلاق شده است.

 

وجه تسمیه خبر به حدیث :

ظاهر وجه تسمیه خبر به حدیث از آن جهت است که در مقابل قرانکه هردو بیان الهی است قرار گرفته است، زیرا بیشتر اهل سنت قائل به..... قدام قران می باشند و ازاین رو احکامی که ازشیخ پیامبر(ص) صادر شده حدیث در مقابل قران (کلام قدیم) نامیده اند.

 

سوالات جلسه دوم

 

6) مصطلح الحدیث(درایت الحدیث) را تعریف کنید.

7) موضوع علم درایت چیست؟

8) فایده وغرض از علم درایت چیست؟

9) سند حدیث راتعریف کنید

10) چرا زنجیره ی حدیث را سند مینامند؟

11) متن حدیث چیست؟

12) کیفیت تحمل حدیث یعنی چه؟

13) حدیث را در لغت و اصطلاح تعریف کنید؟

14) وجه تسمیه خبر به حدیث چیست؟

 

 

به دنیا نیامده ایم که به هر قیمتی زندگی کنیم ، بلکه آمده ایم که قیمتی زندگی کنیم

 

درس سوم سسسوم

 

 

 

 

   *خبـر *

 

به معنای مخبر به معنی چیزیکه به آن اخبار شده میباشد.در تاج العروس آمده خبر چیزی است که از دیگری نقل شود وادبا قید احتمال صدق و کذب را در آن اضافه کرده اند ولی در اصطلاح

 

 این فن مرادف حدیث استعمال شده است.

 

 

سنت :

 در لغت به معنای طریقه و پسندیده است ودر اینجا مراد از سنت همان گفتار(قول) و کردار (فعل) معصوم (ع) یا عمل شخص دیگری است که  در حضور معصوم انجام شود و ایشان به زبان  یا به سکوت خود آن عمل را امضا نمایندکه قسمت اخیر در اصطلاح  (تقریر) نامیده میشود.

 به قول بعضی بزرگان این تعریف درباره ی  سخن ها و افعال عادی نیست بلکه مراد افعال واقوالی است که به منشا حکم شرعی باشند؛تقریر امام از آن جهت حجت است که معصوم عمل منکری را تقریر نمیکنند مگر به عنوان تقیه که برای امام جایز است.

 

روایت :

 روایت را به معنای حدیث گفته اند. در مجمع البحرین گفته شده روایت خبری  است که به طریق نقل معصوم(ع)  برسد منتها روایت در تقل شعر وقرائت قاریان قران و مقالات ادب عربی بسیار اطلاق شده است.

اثر :

اثر را در کتاب های لغت مرادف با حدیث و روایت و خبر برشمرده اند.

 

 حدیث قدسی:

 حدیثی که پیامبر از خداوند اخبار کنند بدین گونه که معنی  وضمون آن به قلب پیامبر القا شده و پیامبر با لفظ خود ادا میکنند؛ در الفاظ  حدیث قدسی تحدی و اعجاز نیست،برعکس قران که دیگران در آوردن مثل آن عاجز هستند.

 

شش تفاوت برای قران وحدیث قدسی نقل شده است:

 

1) قران معجزه است برخلاف صحیح نیست

2) قرائت نماز جز بقران صحیح نیست

3) منکر قران کافر محسوب  شده بر خلاف منکر حدیث قدسی

4) قران به واسطه ی جبرئیل وحی شده بر خلاف حدیث قدسی

5) قران با الفاظ مخصوص از لوح محفوظ وحی میشود ولی در حدیث قدسی لفظ از پیامبر است

6) لمس قران بدون طهارت روا نیست بر خلاف حدیث قدسی

 

 

 

اختصار حدیث قدسی:

 راویان و ناقلین حدیث معمولا برای حکایت ونقل حدیث از مروی عند (یعنی کسانی که از او روایت شده است) ،لفظ حدثنی یل اخبرنی یا فلان را بکار می برند و گاهی برای اختصار به لفظ عن فلان با حذف فعل اکتفا می شده است.

 در کتاب متاخرین برای تعبیر از حدثنا و اخبرنا وهمچنین حدثنی و اخبرنی علائم اختصار خاص وضع و استعمال شده که به این قرارند :

"ثنا" و "نا" در حدثنا و" انا " در اخبرنا.

 متاخرین طریقه ی دیگری را در اختصار بکار برده اند  وآن این است که فقط نام کسی را که از روی حدیث نقل شده ذکر وبه کیفیت (منظور از کیفیت،صحیح،حسن،موثع و غیره) اشاره و سپس متن حدیث را از اخرین راوی یا معصوم نقل می نمایند.

 

طبقه :

در اصطلاح جماعتی را گویند که در یک عصر بوده و قریب السن باشند همچنین در ملاقات مشایخ اخذ حدیث از استاد،شریک باشند.

 

 سولات جلسه سوم

 

 15) خبر رادر لغت و اصطلاح علم حدیث تعریف کنید.

16) سنت را در لغت واصطلاح علم حدیث تعریف کنید.

17) تقریر چیست؟

18) بگویید به عقیده ی برخی بزرگان شیعه از جمله شهید اول،تقریر معصوم در چه جاهایی حجت است؟

19) دلیل حجیت تقریر معصوم را بنویسید.

20) در اصطلاح علم حدیث کدام یک از کلمات زیر هم معنای روایت نیست؟

الف) حدیث                 ب) اثر               ج)سنت *              د) خبر

21) روایت چیست؟

22) تفاوت حدیث را باسنت بنویسید.

23) حدیث قدسی چیست؟

24) سه مورد از تفاوت های حدیث قدسی با قران را بنویسید.

25) متأخرین چه شیوه ای را در اختصارسند حدیث بکار برده اند؟

26) طبقه را تعریف کنید.

 

 

 

در کمترین مدت می توان زخمی عمیق  در دل کسی  ایجاد کنیم امّا بهبود زخم به  سالها کوشش نیاز دارد

 

                      

 

 

درس چهارم

 

صحابه

صحابه : جمع صاحب به معنای ملازم و معاشر آمده.

صحابه در اصطلاح : به کسی گویند که بیغمبر اکرم (ص)را در حال اسلام

 دیدار کرده باشد.

تعداد اصحاب رسول اکرم (ص)هنگام فوت آن حضرت بالغ بر یکصد و چهارده هزار نفر بوده است که در آن میان در حدود یکصد هزار نفر از ایشان استماع حدیث کردند.

تابعین=تَبَع تابعین(اتباع):تابعین جمع تابعی است،تابعی کسی است که خودش بیامبر را دیدار کرده یا اگر دیده باشد در حال ملاقات مسلمان نبوده ولی اصحاب آن حضرت را در حال اسلام درک نموده باشد و چنانچه کسی هیچ یک از صحابه را در حال اسلام ندیده باشد ولی تابعین را در حال اسلام ملاقات کرده باشد او را تبع تابعین(جمع=اتباع)می نامند.

مُخَضَرم=به فتحه یا کسره به کسانی گفته می شود که اسلام و جاهلیت را درک نموده ولی به شَرَف دیدار بیامبر(ص)نایل نشده اند.

مُملی:کسی است که حدیث را املاء(دیکته) می کند.

مُستَمَلی: کسی است که تقاضای املاء حدیث از شیخ نماید.

مَسند:به کسر ن:اصطلاحاً به کسی می گویند که حدیث را با سند نقل کند،چه از کیفیت سند اطلاع داشته باشد و چه فقط ناقل و راوی آن باشد.

محدث:معمولاًبه کسی اطلاق می شود که حدیث را با سلسلهء سند نقل کند و در فهم آن کوشا باشد و اصطلاحاً کسی را گویند اسانید (سندها)را شناخته و به علل و نقایص حدیث آشنایی داشته باشد و اسم های راویان و حال آنان را بداند و از متون احادیث مقدار قابل اعتنایی را حفظ باشد.

شیخ حدیث=(جمع مشایخ): به معنی استاد روایت و کسی است که از وی حدیث را فرا می گیرند ولی معمولاً بر کسانی اطلاق می شود که در این علم مرجع باشند.

مَشیَخه:به سکون (ش)و فتح(م و ی)جمع شیخ است و معمولاً این لفظ را مرادف مشایخ استعمال می کنند.

حافظ=(جمع حفّاظ):کسی است که بر سُنن بیامبر(ص) احاطه داشته باشد و موارد اتفاق و اختلاف آن را بداند و به احوال راویان و طبقات مشایخ حدیث کاملاً مطلع باشد.

سولات جلسه چهارم

27-صحابه را در لغت و اصطلاح تعریف کنید؟

28-تفاوت تابعین و تبع تابعین را توضیح دهید؟

29-تابعین چه کسانی هستند؟

30-تبع تابعین چه کسانی هستند؟

31-کلمه اتباع جمع.......است؟ 

الف)تابعین      ب)تبع تابعین     ج)تابعی    د)تمام موارد 

 32-مخضرم چه کسی است؟

33-کسی که حدیث را املاء می کند.....نام دارد

 الف)مستملی   ب)مُملی    ج)مسند   د)محدث 

  34-کسی که تقاضای املاء حدیث را از شیخ نماید.....نام دارد.

35-تفاوت مسند و محدث را توضیح دهید؟

36-شیخ حدیث کیست؟

37-در اصطلاح علم الحدیث حافظ به چه کسی اطلاق می شود؟

 

قلّه های بزرگ با برداشتن قدم های کوچک فتح می شود ، پس هیچگاه از قدم های کوچک دوری نکنید

 

درس پنجم

 

 

 

 

 

 

مُخَرِج و مُخرِج:

نوعا" پس از ذکر حدیث این عبارت دیده می شود:

(خَرَجهُ فلان)یا (اَخَرجهُ فلان)

علاّمه قاسمی تخریج و اخراج را به معنی آوردن در کتاب دانسته که بنابراین مُخَرِّج یا مُخرِج کسی است که حدیث را در کتاب خود ذکر کرده باشد مانند (کُلینی در کافی) و (بُخاری در صحیح ).

مِخرَج :بر وزن مِفعَل

مِخرَج به صیغهء اسم مکان به معنی رُواتِ حدیث است،گفته می شود عَرَفَ مِخرَجَهُ یعنی رجالی که آنرا نقل کرده اند معلوم اند.

 

عدّه:

اصطلاحاً به جماعتی از مشایخ حدیث اطلاق می شود که توسط آنان،حدیث نقل گردیده مانند:عدّۀ کُلینی .

اصحاب اِجماع:

چون نسبت به مرویّاتِ(روایات)چند تن از مشایخ حدیث امامیه اجمالاً ادعای اِجماع بر صحت شده است،نام بردگان به اصحاب اجماع معروف گردیده اند.

-افراد مذکور جمعا ً18 نفر و در 3 طبقه اند.

1-شش نفر از اصحاب حضرت باقر(ع)و حضرت صادق(ع)،از جمله:زُرارة بن اَعیُن.

2-شش نفر از اصحاب حضرت صادق(ع)بتنهایی،از جمله:جمیل بن دَرّاج.

3- شش نفرازاصحاب حضرت موسی بن جعفر(ع)وحضرت رضا(ع)ازجمله:یونس ابن عبدالرحمان.

-ظاهرا" اگر روایتی به سند صحیح از یکی از این جمع نقل شود گر چه بقیه سند تا به معصوم برسد صحیح نباشد یا بطور مرسل روایت کرده باشد مورد قبول و متصف به صحت است زیرا جماعت مزبور جز از ثقات(راستگویان)حدیث نقل نمی کردند.

اصل:

اصل در اصطلاح علمای حدیث مجموعه ای از روایات است که راوی بلافاصله از لسان امام(ع)شنیده و ضبط نموده باشد بدون واسطه،ولی چنانچه بواسطۀ کتاب دیگر( که از امام اخذ شده )مجموعه ای گردآورد، به این مجموعه فرع و به مرجع اولی اصل می گویند.

جامع(جمع:جوامع)

کتاب حدیثی را گویند که شامل جمیع ابواب حدیث باشد از جمله:1- باب عقاید 2- باب احکام 3- باب سفرو نشستن و برخاستن 4-باب آداب خوردن و آشامیدن و...

ولی در اصطلاح متأخرین امامیه،منظور از جوامع حدیث،کتب اربعهء شیعه است.

-کتب اربعهء شیعه عبارتند از:

1- کافی(شیخ کلینی)2- التهذیب(شیخ طوسی)3- الاستبسار(شیخ طوسی)4- من لا یحضره الفقیه(شیخ صدوق).

 

سولات جلسه پنجم

38- مُخَرِج یا مُخرِج چه کسی است؟

39- عدّه را تعریف کنید؟

40- اصحاب اجماع را تعریف کنید و بگوییدحکم روایتی که از یکی از ایشان نقل شده چیست؟

 41- اصحاب اجماع جمعاً....نفرند که در ....طبقه قرار دارند و ....از جملهء آن است؟

 42- اصل را در اصطلاح علمای حدیث تعریف کنید؟

 43- در اصطلاح متأخرین امامیه منظور از جوامع حدیث....است؟

 44- کتب اربعه ءرا نام ببرید(تام نویسندگان ذکر شود)؟

 

 

میان زحمت ورحمت یک نقطه است امّا مهم این است که این نقطه را خودمان گذاشته ایم !!!

 

درس ششم

 

 

 

 

 

 

مسند (جمع مسانید)

 

مسند کتاب حدیثی است که در آن روایات به ترتیب صحابه چه به حذف حروف نام آنان و چه مراتب صاعقه ی اسلامی جمع آوری شده باشد مانند:مسند ابن حَنبَل.

 

مُعجم(جمع:معاجم):

 

کتاب حدیثی است که احادیث آن به ترتیب نام صحابه یا شیوخ جمع آوری شده باشد ولی بیشتر به کتابی که احادیث آن به ترتیب حروف تَهجّی،آورده باشد اطلاق می شود مانند:معجم طبرانی.

مستدرک:

 

کتابی است که به عنوان متمم کتابی دیگر و با همان شروط احادیثی را که از کتاب سَلَف فوت شده گردآوری نموده باشد مانند:مستدرک وسائل الشیعه از نوری همدانی.

جزء(جمع:اجزاء):مجموعه ی حدیثی است که فقط از یک شیخ نقل گردیده یا در بیرامون یک مطلب جمع آوری شده باشد مانند:جزءسیوطی در صلاة.

 

جزء ( جمع اجزاء )

مجموعه حدیثی است که فقط از یک شیخ نقل گردیده یا در پیرامون یک مطلب جمع آوری شده باشدمانند جزء سیوطی در صلاه.

نوادِر:

وحید بهبهانی در معنای آن فرموده ظاهراً کتابی است که در آن احادیث متفرقی که به واسطه ی کمی و قلّت تحت عنوان بابی قرار نمی گیرد جمع آوری شده باشد.

چنانچه در کُتب متداول مشاهده می شود که معمولاً بابی برای نوادر اخبار باز می گذارند.

امالی:

غالباً به کتاب حدیثی گفته می شود که شیخ حدیث در مجالس متعدد آن را املاء فرموده باشد و از این رو آن را مجالس نیز می نامند.

« انواع اصطلاحات حدیث »

اصطلاحات حدیث نوعاً مربوط به کیفیت سلسله ی سند است و در اغلب آنها بین فریقین (شیعه و سنت)اختلاف نیست.

شهید ثانی مجموع اصطلاحات حدیث را سی نوع شمرده ولی تمام اقسام مزبور ضمن صحیح و حَسَن و موثق و ضعیف مندرج است لذا اقسام چهارگانه ی مزبور را انواع اصلیّه حدیث گویند و این چهار نوع تحت عنوان متواتر و آحاد دسته بندی می شود.

 

متواتر و آحاد:

در هر طبقه خبر یا به وسیله ی افراد زیادی نقل شده که معمولاً هماهنگی و تبانی و اتفاق آنان بر دروغ ممکن نیست.و یا فقط یک یا چند نفر(که به خودی خود از گفته ی آنان علم به مضمون خبر حاصل نمی شود)آن را نقل کرده اند.قِسم اول را خبر متواتر و قِسم دوم را خبر آحاد یا واحد می نامند.

پیدا است که خبر متواتر مفید علم به مضمون آن است یعنی قهراً از خبر متواتر علم به مفاد آن حاصل می شود.منتهی برای حصول علم از خبر متواتر شرایطی را گفته اند که شرایط مزبور از این قرارند:

1- قبلاً شنونده عالم به مفاد خبر نباشد زیرا با اطلاع قبلی از مضمون خبر حصول علم از ناحیه خبر متواتر به منزله ی تحصیل حاصل است.

2 - شنونده به واسطه ی تقلید یا وجود شبهه ای اعتقاد به کِذب یا نفی مضمون خبر نداشته باشد مثلاً:فرقه های غیر مسلمان چون به پیغمبر اسلام معتقد نیستند نمی توانند معجزات آن حضرت را که به حد تواتر رسیده است را بپذیرند.

3 - مستند خبر دهنده حس(شنیدن یا مشاهده کردن)باشد نه دلیل عقلی در مفاد خبر.

 

سئوالات درس ششم

 

45- مسند چگونه کتاب حدیثی است؟

46 – مستدرک چگونه کتاب حدیثی است؟

47- نوادر را تعریف کنید؟

48- به چگونه کتاب حدیثی امالی می گویند؟

49- انواع اصله ی حدیث را نام ببرید؟

50- خبر متواتر را تعریف کنید؟

51- خبر واحد را تعریف کنید و نام دیگر آن را بنوسید؟

52- دو مورد از شرایط حصول علم از طریق خبر متواتر را بیان کنید؟

 

 

 

 

هر اندیشه ای بذری است که در سرزمین ناخودآگاه خود می کارید وبدانید روزی که شرائط فراهم شود سر بر می آورد

درس هفتم

 

 

 

 

 

 

و اما خبر واحد

اگر همراه با قرائنی باشد که صدور آنرا از معصوم تثبیت کند ،نزد تمام علما،حجت است و با آن می توان استدلال کرد.

 

برخی از قرائن مزبور عبارت است از:

1- وجود حدیث در بسیاری از اصول.

2- وجودحدیث درکتابی که بر امام (ع) عرضه شده و امام برجامع آن ثنا(ستایش) فرموده اند.

3- وجود حدیث در کتبی که امام (ع)صحت آنرا امضا فرموده، مانند:کُتب بَنو فِضال.

 

ولی اگر خبر واحد فاقد این قرائن باشد،جمعی آنرا،حجت ندانسته اند ولی اکثر علمای فریقین خبر واحد را جز در باره ای از روایات که جعل و ساختگی بودن آن مظنون است،حجت می دانند،گر چه جماعت اول نیز،روایات کتب اربعه را محفوف(قرائن زیادی احاطه شده)به قرائنی که مفید صدق است می دانند،بنابراین می توان گفت اختلاف در تعبیر است نه در نتیجه و عمل زیرا اغلب احادیثی که در فقه به آن استدلال شده است در کتب اربعه آمده و بیشتر احادیثِ کتبِ اربعه یا از آن جهت که خبر واحد حجت است و یا از آن جهت که محفوف به قرائنی است که صدق آنرا می رساند مورد عمل است.

 

« تقسیمات خبر متواتر»

خبر متواتر به سه دستهء لفظی، معنوی و اجمالی تقسیم شده است.

1- متواتر لفظی:خبری است که همه ی ناقلین مضمون آنرا به یک لفظ نقل کرده باشند و این معنی به ندرت در اخبار وجود دارد مثلاً شهید ثانی تواتر را در هیچ حدیثی ثابت نمی داند به جز حدیث (مَن کَذَّبَ علیٌ متعمداً...هر کس علی (ع) را عمداً تکذیب کند جایگاهش آتش خواهد بود)که آن را ممکن التبادر می شمارد. و برخی نیز از جمله بدر شیخ بهایی حدیث غدیر را متواتر می دانند.

2- متواتر معنوی:آنست که تواتر قدر مشترک چند خبر باشه و به عبارت دیگر مضمون چند حدیث یکی باشد ولی بیشتر الفاظ آنها متفاوت باشد ، مانند شجاعت امیر المومنین که مفاد مشترک جمعی از اخبار است.

3- متواتر اجمالی:و آن علمِ اجمالی به صحت یکی از چند حدیثی است که در یک موضوع وارد شده است مانند : اخبار مختلفی که برای حجّیت خبر واحد استشهاد شده که گر چه در تک تک آنها می توان بطور جداگانه خدشه وارد کرد ولی صدور یکی از آن جمع به تواتر اِجمالی ثابت است.

می توان گفت که برگشت تواتر اجمالی نیز به همان قدر مشترک مفاد چند خبر است که تواتر معنوی نامیده می شود.

 

اقسام چهار گانه حدیث

قدمای امامیه حدیث را به صحیح و غیر صحیح تقسیم کرده اند ولی محدثین اهل سنت از دیر زمان حدیث را به 3 نوع  اصلی تقسیم می کردند که عبارت بود از :

1-صحیح             2- حَسن          3- ضعیف

 علمایه امامیه از زمان سید بن طاووس(متوفی سال 673 قمری)دسته بندی 5گانه زیر را برای احادیث در نظر گرفته اند:

1- صحیح            2- حَسن              3- ضعیف            4- مُوثق               5- قوی

 

سئوالات درس ششم

 

53- خبر واحد در چه صورت نزد علما حجت است(2مورد)؟

 54- اگر خبر واحد فاقد قرائنی برای حجیتش باشد نظر فقها در مورد عمل به آن چیست؟ 55- تقسیمات خبر متواتر را بنویسید؟

 56- متواتر لفظی را با مثال تعریف کنید.

 57- متواتر معنوی را تعریف کنید؟

 58- بازگشت خبر متواتر اجمالی به کدامیک از انواع متواتر است؟

 59- اقسام سه گانه حدیث از دیدگاه محدثین اهل سنت را بنویسید؟

60- اقسام حدیث از دیدگاه متأخرین شیعه را بنویسید؟ 

 

 

به داشته ها بیاندیشید تا نداشته ها آزارتان ندهد

 

درس هفتم هفهشتم

 

 

 

 

 

 

خبر قوی:

 

خبری است که تمامی افراد زنجیره حدیث امامی مذهب باشند اگر چه

نسبت به بعضی از آنان مدح و ذمی.

 

خبر صحیح:

خبری است که سلسله سند توسط رجالی موثق و امامی مذهب به معصوم متصل گردد.

 

تفاوت خبر قوی و صحیح:

بر اساس دو تعریف فوق تنها تفاوت خبر صحیح و قوی این است که در خبر صحیح زنجیره حدیث رجال امامیه موثق هستند اما در خبر قوی زنجیره حدیث رجال امامی هستند که نسبت به بعضی از آن ها مدح و ذمی نرسیده است(غیر ثقه بودن در حدیث قوی وجود ندارد).

دو نظر در مورد خبر صحیح:

1.اهل سنت و برخی از امامیه مانند والدشیخ بهایی قید عدم شذوذ و عدم علت را به تعریف حدیث صحیح اضافه کرده اند.مراد از شذوذ آن است که حدیث با قول مشهور معارض نباشد و منظور از علت عبارت است از عیب غیر آشکاری که موجب ضعف حدیث شود مانند ارسال سند.

2.بعضی مانند بخاری در کتاب صحیح ملاقات راوی با مروی عنه شرط دانستند ولی این شرط نزد مسلم ودیگران از اهل سنت و نیز نزد امامیه معتبر نیست منتها روایت شخصی از دیگری به خودی خود ظهور در ملاقات و اخذ از وی دارد و وجود واسطه بین راوی و مروی عنه خلاف ظاهر است.

تبصره1.صحیح به اعتبار مراتب بر سه قسم است:

1.صحیح اعلی:  که اتصاف تمامی راویان به وثاقت،به علم یا به شهادت دو عادل باشد

2.صحیح اوسط: در صورتی است که اتصاف راویان به وثاقت به قول یک عادل صورت گیرد

3:صحیح ادنی: در جایی است که اتصاف راویان یا یکی از آن ها به واسطه ظن اجتهادی تحقق یابد.

منظور ازظن اجتهادی  : احتمال راجحی است که از استصحاب عدالت یا اصالت عدم الفسق حاصل می شود

 تبصره2.مراتب صحیح نزد اهل سنت بدین قرار است:

1. صحیح اعلی( متفق علیه ) :حدیثی را گویند که با وجود شرایط صحت در هر دو صحیح بخاری و مسلم آمده باشد

2.صحیح اوسط:حدیثی که فقط در حصیح بخاری یا فقط در صحیح مسلم آمده باشد

3صحیح ادنی:حدیثی است که دارای شرایط شیخین(بخاری مسلم)باشد ولی در هیچ یک از صحیحین ذکرنشده باشد

تبصره3: حدیث گرچه از لحاظ سند صحیح باشد به واسطه مخالفت با مضمون کتاب یا سنت یا اجماع یا به جهت اعراض اکثر علما از مضمون آن با به واسطه معارضه با خبر قوی تر از خود مردود میگردد

موثق:الفاضی که مقید توثیق راوی است عبارتند از:ثقه،وجه و...

 

 

 

 

 

سوالات درس هفتم

61.خبر قوی را تعریف کنید؟-

62:خبر صحیح را تعریف کنید؟

-63.تفاوت خبر صحیح با خبر قوی را بنویسید؟

-64 مراد از شذوذ و علت چیست؟

 -65 صحیح به عبارت مراتب بر چند قسم است نام ببرید.

66-خبر صحیح اعلی را تعریف کنید؟

67- خبر صحیح اوسط را تعریف کنید؟-

68.خبر صحیح ادنی را تعریف کنید؟

 

برای رسیدن به قله باید از دیگران گذشت ، پس از دیگران بگذر تا به قله سعادت صعود کنی

 

درس هشتم هشتم هشتم

 

 

 

 

 

 

 

خبر حسن :

خبرمتصلی است که تمامی سلسله ی سند ان

امامی مذهب وممدوح باشند ولی تنصیص بر عدالت هریک نشده

 باشد یا بعضی ممدوح بقیه ثقه باشند

خبر صحیح الاسناد:

 در اصطلاح اهل سنت روایتی است که سند آن حسنوباشد ولی متن حدیث به واسطه ی شذوذ وعلت وحسن نباشد.

خبر موثق : موثق خبری است که نسبت به کلیه ی افراد سلسله ی سند در کتب رجال شیعه به وثاقت شده باشد اگرچه بعضی اقراد زنجیره ی حدیث غیر امامی باشند.

 

نکته : گاهی از روایت موثق، به قوی تعبیر شده است.

 

سوالات جلسه ی هشتم

69.خبر حسن را تعریف کنید.

70.حدیث حسن الاسناد را تعریف کنید.

71. خبر موثق را تعریف کنید

72. اگر در خبری نسبت به کلیه ی افراد سند تصریح به وثاقت شده باشد ولی برخی از افراد ان غیرامامی باشند آن حدیث را .......... میگویند.

الف)صحیح             ب) موثق             ج) ضعیف           د)حسن

 

انسانهای بزرگ در بندامور کوچک نیستند( هرگزعقاب مگس شکار نمی کند)

 

درس نهم

 

 

 

 

 

حدیث ضعیف:

خبری است که شروط یکی از اقسام نام برده(صحیح،حسن،موثق،قوی)

در آن جمع نباشد ولی گاهی ضعیف به روایت مجروح اطلاق شده است.

 

انواع خبر ضعیف بدین قرار است: موقوف،شاذ(نادِر)،مُضطَرب،مُرسل و ...

حدیث یا خبر مستفیذ:

خبری است که رُوات آن در هر طبقه بیش از دو تن و به قولی زیادتر از سه نفر باشند ولی به حد تواتُر نرسیده باشد که آنرا خبر مشهور نیز می نامند.

تفاوت اول:منتهی در مستفیذ شرط کرده اند که رُوات آن (افراد سلسله سند )در هر طبقه به صفت مزبور متصف باشند(یعنی دو یا سه نفر باشند)ولی در مشهور ممکن است فقط در برخی از طبقات چنین باشد.

تفاوت دوم: نیز مشهور بر خبری که بر زبانها تکرار شود و اثتهار یافته باشد اطلاق و استعمال می شود گر چه رُوات آن در هر طبقه یا بعضی از طبقات از یک نفر تجاوز نکند یا اصلاً سندی برای آن نباشد مانند:الصلاةُ معراجٌ المومنِ یا انما الاعمالُ بالنیاتِ که در طبقه ی اول فقط عمر بن خطاب آنرا از رسول اکرم (ص)نقل کرده است.

خبر عزیز:

چنانچه خبری را در هر طبقه دو نفر از دو نفر نقل کنند عزیز نامیده می شود.

 عزیز به معنی نُدرت و کمی یا به معنی قوت و استقامت است که بنا بر اول وجه تسمیه خبر به عزیز به لحاظ نُدرت و کمی اینگونه احادیث است و  بنابر دوم به جهت اطمینان و وثوق به اینگونه خبر می باشد.

خبر متفق(جمع=متفقات):

حدیثی است که آنرا بیشتر بیشوایان حدیث یا لااقل چند تن از آنان روایت کرده باشند مانند:متفقات بُخاری و مُسلم.

 

خبر متفرد(جمع=متفردات):

حدیثی است که فقط یکی از بیشوایان حدیث نقل کرده باشد و دیگران آنرا روایت نکرده باشند مانند:متفردات مسلم.

خبر معلق:

حدیثی است که اول سلسله ی سند یک تن یا بیشتر از رُوات افتاده باشد که احادیث کتاب من لا یحضر الفقیه و قسمتی از احادیث تهذیبین(تهذیب و استبصار)در نخستین نظر چنین است ولی صاحبان کُتب مذبور در آخر کتابهای نامبرده رجال غیر مزبور سلسه ی سند را طبق ضابطه و قائده ای تعیین فرموده اند.

سئوالات درس نهم

 

73- خبر ضعیف را تعریف کنید؟

74- دو مورد از اقسام خبر ضعیف را نام ببرید؟

75- خبر مستفیذ را تعریف کنید؟

76- دو مورد از تفاوتهای خبر مشهور با خبر مستفیذ را بنویسید؟

77- خبر عزیز را تعریف کنید؟

78- وجه تسمیه خبر عزیز را بنویسید؟

79- حدیث متفق چیست؟

80- حدیث متفرد چیست؟

81- حدیث معلق را تعریف کنید؟

 

چشم  گشودن به جهان وچشم بستن از آن در اختیار ما نیست  ولی با چشم باز  نگریستن به جهان دست خودمان است

 

درس دهم

 

 

 

 

 

 

 

حدیث شاذ :

شاذ حدیثی است که در مقابل و معارض با حدیث مشهور یا حدیثی

که راویانش حافظ تر است واقع شود .چنین حدیثی نادر هم نامیده میشود.

 

 

حدیث مدرّج :

حدیثی است که راوی کلام خود یا کلام بعضی از راویان را داخل در متن نماید که موجب اشتباه کلام وی با سخن معصوم شود چه این عمل به عنوان شرح و توضیح حدیث باشد و چه به عنوان استشهاد به آن .

حدیث مکاتب :

حدیثی است که متضمن دست خط معصوم باشد . بعضی مکاتب را مورد امری که امام املاء فرموده باشد نیز تامین داده اند .

حدیث مصحف :

حدیثی است که قسمتی از سند یا متن آن به مشابه خود تغییر یافته باشد . مشابهت دو کلمه که موجب تصحیف می شود ممکن است در کتابت باشند مانند تصحیف مراحم به مزاحم و برید و یزید.

حدیث محرّف :

حدیثی که در سند یا متن آن چیزی کم و زیاد شده و یا حرفی به جای حرف دیگر گذاشته شده

حدیث معروف و حدیث منکر :

 

معروف حدیثی است که مضمون آن نسبت به حدیث مخالفش بین روّات اشتهار داشته باشد و منکر عکس  آن است یعنی خبری است که فقط یک نفر غیر ثقه آن را نقل کرده باشد و مخالف معروف باشد .از منکر گاهی تعبیر به مردود و متروک شده و آن وقتی است که راوی حدیث منکر متهم به کذب باشد .

 

ناسخ و منسوخ :

 ناسخ حدیثی است که حکم شرعی ثابت در قرآن یا حدیث دیگری را بر می دارد و منسوخ به عکس آن یعنی حدیثی هست که حکمی را که متضمن است توسط حدیث ناسخ برداشته شده باشد مانند حدیث نبوی که حاکی از بطلان روزه ی کسی است که حجامت می کند که این حدیث با حدیثی که حاکی از حجامت  رسول خدا در حال روزه بوده است منسوخ شده است که حدیث اول را منسوخ و حدیث دوم را ناسخ گویند .

 

حدیث محکم :

حدیث مقبولی است که معارض نداشته باشد .

 

 

 

 

سوالات جلسه دهم

 

82 . حدیث شاذ را تعریف کنید و نام دیگر آن را بنویسید .

83 .حدیثی که راوی کلام خود را داخل در متن حدیث کند به طوری که موجب اشتباه کلام خود با کلام معصوم شود ............... نام دارد .( مدرّج )

84 . دو تعریف بیان شده از حدیث مکاتب را بنویسید .

85 . حدیث مصحف را تعریف کنید .

86 . حدیث معروف و منکر را تعریف کنید .

87 . در چه صورتی به حدیث منکر حدیث مردود و متروک نیز می گویند ؟

88 . حدیث ناسخ و منسوخ را با ذکر مثالی تعریف کنید .

89 . ............ حدیث مقبولی است که معارض نداشته باشد .(محکم)

 

 

بهای موفقیّت ، پایداری به هدف ، امیدواری وتلاش آگاهانه است 

 

درسیازدهم

 

 

 

 

متشابه :

 تشابه گاهی در سند حدیث است و گاهی در متن .

متشابه السند :

حدیثی است که اسم های بعضی از راویان آن با راوی دیگری در تلفظ و کتابت یکسان باشد ولی در اسم پدر فقط در کتابت مانند هم باشند مانند محمد بن عقیل (به فتح عین) و محمد بن عقیل (به ضمّ عین ) .

متشابه المتن :

حدیثی است که در مفاد و معنای آن دو احتمال مساوی داده شود .

نص،مجمل،ظاهر و مؤوّل : متن حدیث به اعتبار وضوح دلالت بر مراد و خفاء آن به عنوان نامبرده تقسیم می شود .

چنانچه لفظ حدیث فقط دارای یک معنا است که غیر آن معنا در کلام احتمال داده نمی شود نص است.

و اگر دارای دو یا چند معنا است که هیچ یک در مقام احتمال بر دیگری رجحان ندارد مجمل است.

و چنانچه یکی از دو یا چند احتمال بر دیگری ترجیح دارد احتمال راجع را ظاهر گویند .

و اگر به وسیله ی شرایط عقلی یا نقلی بر خلاف ظاهر حمل شود مؤوّل می نامند .

مبیّن و مجمل :

مبیّن حدیثی است که الفاظ متن آن ظاهر الدلالة باشد و مجمل برخلاف آن است .

مقبول و مردود :

مقبول حدیثی است که علما مضمون آن را قبول فرموده و طبق آن عمل نموده باشد.

مرسل:

 حدیثی است که شخصی که خود حدیث را ار پیغمبر یا امام نشنیده باشد بدون وساطت صحابی از معصوم نقل کند ،به عبارت دیگر مرسل حدیثی است که آخرین راوی حدیث مذکور یا معلوم نباشد .

گاهی نیز بر حدیثی که بیش از یک نفر از سلسله سند آن حذف شده اطلاق گردیده است .

موجبات جهل حدیث :

آنچه افراد را بر وضع و جعل حدیث واداشته است در امور ذیل خلاصه می شود:

1.پایبند نبودن به دین

2.چیرگی جهالت بر شخص

3.افراط در تعصب از قبیل بعضی از مقلدّین

4.پیروی از رؤسا

5.نقل احادیث به قصد شهرت طلبی

 

 

نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن کرد امّا می توان محبوب دیگران شد

 

درس دوازدهم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طرق شناسایی حال راوی :

 

عدالت یا وثاقت راوی به یکی از چند امر ذیل شناخته میشود :

1.آزمایش و اختبار حال وی به واسطه ی مصاحبت و ملازمت با او

2.شهرت ومعروفیت او به وثاقت مانند مشایخ حدیث پس ازکلینی تااین زمان

3.تزکیه ی ویتوسط کسی که اطلاع داشته باشد

دلیل حجیت خبر واحد :

 ترتیب اثر بر اخبار گذشته که اختصاص به احکام شرعیه هم ندارد فطری و ارتکازی تمام عقلا است و از زمان های دیرین در کلیه ی امت ها و ادیان سالفه معمول بوده است و تاکنون نیز مورد عمل است زیرا میدانیم تمتم پیروان ادیان در زمان پیغمبرانشان نمی زیسته اند و قهرا “احکام توسط ناقلین به انها می رسید.علاوه اینکه پیغمبران و مشرعین در تمام نقاطی که متدینین به آن دین میزیسته اند مسافرت نمود ونیز تمام متدینین به ملاقات و اخذ شفاهی از انها نائل نگردیده اند ودر نتیجه جز به وسیله ی نقل احکام دین به پیروان آنان نرسیده است.

آنچه گفته شد استدلالی است بر حجیت خبر واحد که به سیره ی عقلا معروف است.

تقطیع حدیث :

پاره ای از احادیث فقط در یک موضوع وارد شده وشامل یک حکم است ولی برخی ازروایات شامل احکام مختلف ویا حاوی موضوعات متنوعی است نسبت به نقل قسمتی ازیک روایت که اصطلاحا "تقطیع حدیث" نامیده میشود بین علما اختلاف نظر است.

تحقیق آن است که جواز تقطیع حدیث منوط به دو شرط است : نخست آنکه روایت دارای احکام مختلفی شامل موضوعات متنوع باشد، دوم آنکه تقطیع از کسی که صلاحیت علمی برای این کاردارد صادر شود.  باید دانست که تقطیع حدیث بیشتر به سبب تدوین روایات به حسب ابواب احکام انجام میشود اتفاقا بیشتر کتب حدیث بر  این روش تدوین شده است و در نتیجه برای تسهیل کار مراجعین " که بررسی روایات یک موضوع ویک باب است" تقطیع حدیث لازم وحتمی بنظر میرسد.                                                                     

                                                                              

 

                                                                                     والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

                                                                                                                    موفق باشید



منظور از عدالت اینست که فرد گناه کبیره نداشته باشد وبرانجام گناه صغیره نیز اصرار نداشته باشد .1

منظور از ضابط بودن اینست که شخص توان حفظ حدیث بصورت صحیح راداشته باشد بطوریکه بتوان به احادیثی که ذکر میکند وثوق واعتماد حاصل کرد.