جزوه درس اصول فقه1.رشته کارشناسی حقوق قضایی .ترم مهر 1395.دانشگاه آزاد تربت حیدریه
استاد: خانم محدثی
جزوه اصول فقه :« برگرفته از کتاب مبانی استنباط حقوق اسلامی اصول فقه »
تالیف: دکتر ابوالحسن محمدی
95-96
|
5 |
تعریف اصول: عبارت است از علم به احکام شرعی و فرعی از روی ادله ی تفضیلی
درلغت: فهمیدن
فقه
در اصطلاح: فهمیدن احکام شرعی
|
10 |
الف) مسافرت یاران پیامبر (ص)
علل انتشار علوم اسلامی ب) تغییر مرکز خلافت اسلامی
ج) انتقال خلافت به خاندان اُمیه
|
11 |
دوره اول – دوره عظمت و عصر طلائی اسلام از 132 تا 330 هجری قمری
عصر فقهای بزرگ
دوره دوم – دوره انحطاط و ضعف اسلام از 330 تا 656 هـجری قمری
|
16 |
مذهب سنی: سنیان معتقدند که بعد از پیغمبر به ترتیب ابوبکر، عمر، عثمان، و علی (ع) جانشین او بوده اند و به جهت انتساب به سنت پیغمبر آنها را سنی گویند و نیز به نامهای اهل سنت و جماعت و عامه خوانده می شوند که خود آنها تعبیر اخیر را دوست ندارند و شعب مشهور مذهب سنی عبارتند از:
مذاهب مهم اسلام مذهب مالکی، مذهب حنفی، مذهب شافعی و مذهب حنبلی
مذهب شیعه: شعب مشهور شیعه عبارتند از: شیعه زیدی یا چهار امامی، شیعه اسماعیلی یا شش امامی و شیعه جعفری یا دوازده امامی. شیعیان همه پیرو علی ابن ابی طالبند یعنی او را بعد از پیغمبر امام اول می دانند و به همین جهت آنها را شیعه علی (ع) (پیرو علی) و به اختصار شیعه گویند.
|
22 |
1- مکتب اخباری: معتقدند در استنباط احکام شرعی فقط آیات و روایات معتبر است نه حکم عقل
تفاوت دید گاه دو مکتب:
2- مکتب اصولی: معتقدنددر استنباط احکام شرعی می توان از عقل نیز علاوه بر آیات و روایات استفاده کرد.
|
25 |
تاثیر علم اصول فقه در حقوق موضوعه
علم اصول فقه یعنی هدفی که با در نظر گرفتن آن علم اصول بوجود آورده اند خاص و مخصوص فقه اسلامی و احکام شرعی است ولی منفعت آن عام است.
بدین معنا که می توان آن را در حقوق موضوعه مورد استفاده قرار داد زیرا بسیاری از قواعدی که بر اثر بحث و گفت و گو در این علم پی ریزی می شود، قابل تطبیق بر هر حقوقی می باشد.مثلا در علم اصول فقه از دلالت الفاظ، اوامر، نواهی، عام و خاص و... بحث می شود. همه قوانین این موضوعات را دارند و می توان از این مباحث در آن قوانین استفاده کرد.
|
29 |
علم اصول فقه: دانستن قواعدی است که برای استنباط احکام شرعی آماده شده و به کار می رود.
|
30 |
1- کتاب(قرآن)
موضوع علم اصول فقه = ادله ی اربعه 2- سنت
3- اجماع
4- عقل
|
35 |
وضع در لغت: به معنای گذاشتن و قرار دادن است
در اصطلاح: به معنای قرار دادن یک لفظ برای یک معنا است
وضع * در اصطلاح حقوق: «وضع قانون» به معنای تصویب قانون است
در عرف عام مردم: «وضع» به معای «حال» است و می گویند اوضاع و احوال... .
|
36 |
قانون در لغت = خط کش
موضوع موضوع له
1-موضوع له بچه
ارکان وضع 2- موضوع علی در نتیجه می شود وضع
3- واضع پدر
4- وضع
مثلا پدری نام بچه اش را علی می گذارد. این عمل او، وضع است که ارکان آن را در بالا مشاهده می کنید
وضع تعیینی یا تخصیصی، وضع تعـیٌـنی یا تخصصی
وضع تعیینی یا تخصیصی: وضع کردن یک لفظ برای یک معنا 1- به صورت صریح لفظی
2- به صورت غیر صریح عملی
وضع تعـیٌـنی یا تخصصی: هر گاه لفظی برای معنای خاصی لفظ شود و به صورت مجازی همراه با قرینه در یک معنای دیگر استعمال شود اگر کثرت استعمال سبب شود آن لفظ در معنای جدید بدون قرینه دریافت شود.
|
40 |
1-علاقه: ارتباط بین معنی حقیقی و معنی مجازی که مهمترین آن شباهت است. مثال توپ وماه هر دو گرد می باشد
شرایط مجاز
2- وجود قرینه صارفه: که باعثتشخیص معنای مجازی از معنای حقیقی می شود مثال: سرو خرامان، لعل خندان (که در این دو مثال به ترتیب کلمات خرامان و خندان موجب انصراف ذهن از معنای حقیقی و درک معنای مجازی می باشد.)
1- قرینه صارفه برای تشخیص معنای مجازی از معنای حقیقی
انواع قرینه
2- قرینه مُعیّنه برای معین کردن یکی از معانی حقیقی لفظ مشترک
نکته: بدون وجود قرینه نمی توان لفظ را در معنای دوم به کار برد
|
41 |
اصالة الحقیقه = یکی از اصول لفظی در علم اصول است در موارد تردید بین معنای حقیقی و مجازی
اصل بر استعمال معنای حقیقی است.
|
42 |
1- لغوی: پس واضع یک لفظ را برای یک معنای خاص وضع کرده که در آن معنا حقیقت
اقسام حقیقت و مجاز و در سایر معانی غیر از آن مجاز خواهد بود.
2-عرف: عرف به دو نوع است خاص: عرفی است که تنها گروه خاصی در آن شرکت دارند. مثل عرف پزشکان، عرف طلافروشان و...
عام: عرفی است که مربوط به یک گروه خاص نیست بلکه عموم مردم از آن استفاده می کــنـد.
|
43 |
عرف شرع: حقیقت شرعی – اصطلاحات زمان رسول اکرم (ص) یا صحابه
عرف متشرعه: حقیقت متشرعه اصطلاحات مردمی که شریعت را پذیرفته اند یعنی از زمان امام صادق (ع) به بعد(عرف فقها)
|
44 |
موضوع عرفی: چیزی است که پیش از شرع هم در میان مردم وجود داشته و شرع آن را به همان صورت عرفی تایید یا رد نمو ده است مانند بیع، ربا، اجاره و... .
موضوع شرعی: موضوعاتی است که شرع بوجود آورده و پیش از آن وجود نداشته است مانند رکوع و قنوت در نماز و... .
|
50 |
آیا حقیقت قانونی وجود دارد؟
بله – قانونگذار علاوه بر این که گاهی از اصطلاحات متداول در عرف عام مردم مانند جرم، متهم، حکم و... استفاده می کـند. در برخی موارد خود اقدام به تعریف کلمات و اصطلاحاتی پرداخته و بدین ترتیب در واقع اقدام به وضع نموده و حقیقت قانونی بوجود آورده است.
حقیقت شرعی حقیقت شرعی: کلمات و اصطلاحاتی که شرع به وضع تعیینی یا تعـّیـنی وضع نموده باشد حقیقت شرعی است.
و قانونی حقیقت قانونی: کلمات و اصطلاحاتی که قانونگـذار به وضع تعیینی یا تعـّیـنی وضع نموده باشد حقیقت قانونی است.
|
52 |
اصول لفظی: اصالت الحقیقه، اصالت ظهور، اصالت اطلاق،اصالت عدم تعدیر- عدم نقل – عدم اشتراک
انواع اصول
اصول علمیه: اصل استصحاب، اصل تخییر، اصل احتیاط یا اشتغال، اصل برائت
|
53 |
ترادف: چند لفظ یک معنا دارد (علم و دانش، زیبا و قشنگ و... .)
اشتراک: یک لفظ دو یا چند معنای حقیقی دارد (شیر) به وسیله ی قرینه ی معینه معنای مورد نظر مشخص می شود.
منظور از حجیت در اصول فقه چیست؟ منظور لازم الاجراء و لازم الاتباع بودن است.
|
54 |
آیا استعمال لفظ در بیش از یک معنا است = خیر مُجاز نیست حتی اگر لفظ جمع یا مثنی باشد. یعنی به هیچ وجه نمی توان لفظی را یک بار به کار برد و بیش از یک معنا از آن خواست
|
|
|
|
1- امر به صیغه(یا هیات افعل) یعنی فعل یا صیغه امر در آن به کار رفته باشد اقیمو باالصلاة - (یا) «باید در کلاس شرکت کنید»
|
54 |
2- امر به ماده (یعنی کلمه امر در آن استفاده شده) اُمرتُ لاعدل بینکم - (یا) «به تو امر می کنم که مواظب رفتارت باشی»
|
|
3- امر با جمله خبری (یعنی یک جمله در اصل خبری است ولی معنای امر در آن نهفته است) المومنین عند شروطهم (یا) «مواظبت از اموال طفل با قیمّ است.»
عبادات: اعمالی که انجام آن نیاز به قصد قربت دارد. مثل نماز-روزه-حج-زکات
|
64 |
اعمال انسان از
نظر علم اصول معاملات:اعمالی که انجام آن نیاز به قصد قربت ندارد.مثل نکاح-طلاق-وکالت و...
|
65 |
مشروط: وجوب آن متوقف بر شرایطی است وجوب حج به شرط استطاعت
مطلق: وجوب آن متوقف بر هیچ شرطی نیست وجوب روزه، وجوب احترام به والدین
مشروط به شرطی غیر از: شرایط تکلیف عقل، بلوغ، قدرت
وجوب حج نسبت به مکان زندگی یا جنسیت مطلق است
|
66 |
واجب معلّق: چیزی است که وجوبش متوقف بر امر غیر مقدور باشــد(واجب شدنش متوقف بر چیزی است که فعلا محقق نشده است)
مانند نماز ظهر که وجوب یافتن آن متوقف است بر فرا رسیدن ظهر فردا
واجب منجّز: چیزی است که وجوبش متوقف بر غیر مقدور نباشدمانند نماز ظهر امروز پس از فرا رسیدن وقت آن
|
67،68 |
فرق واجب مشروط و معلق:
در واجب مشروط: وجوب متوقف بر حصول شرطی است مثلا وجوب حج نسبت به استطاعت مشروط است
در واجب معلق: واجب متوقف بر امری غیر مقدور است مثلا بر هر کس واجب است که هر روز ظهر نماز بخواند
1- نهی به ماده نَهیُتکُم عَن ذلک شما از آن نهی شدید
|
72 |
2- نهی به صیغه لا تجلس نرو، نکن، مریز، نباید...، و...
انواع نهی 3- نهی با جمله منفی مسلمانان چنین کاری نمی کنند، دانشجویان منظبت غیبت نمی کنند
4- با تعبیراتی مانند مشروع نیست تکثیر سی دی ها مجاز نیست
5- با جمله خبری مثبت نکاح با اقارب نسبی زیر ممنوع است
|
73 |
در لغت: منع کردن از انجام کاری است.
در معنای حقیقی = حرمت: کاری که ترک آن لازم است و انجام دادنش مجازات دارد. معانی نهی در فقه و اصول مثل: حرمت نوشیدن شراب
|
76 |
وکمی از در معنای مجازی = کراهت: کاری که ترک آن بهتر است ولی انجام دادنش مجازات ندارد. مثال: لا تَمِشِ فی الارض مِرحا: در روی زمین با غرور راه مَرو
در قانون کاری که نباید انجام شود.
1- طلب هر دو در بیان طلب هستند امر طلب مثبت، نهی طلب منفی.
|
74 |
وجوه اشتراک 2- انشائی هر دو جمله انشائی هستند. امر وجوب ایجاد می کـنـد، نهی حرمت ایجاد می کند.
امر و نهی 3- فور هیچ کدام بر فور یا تراخی دلالت ندارد.
4- مَرّه هیچ کدام دلالت مرّه و تکرار ندارد.
|
76 |
در عبادات: قطعا دلالت بر فساد می کـنـد.
آیا نهی دلالت بر فساد می کند؟ گاهی دلالت بر فساد می کـنـد.
در معاملات
گاهی دلالت بر فساد نمی کند.
|
78 |
نتیجه بحث
|
79 |
قانون حمایت خانواده
|
80 |
1- نهی از بیع به هنگام دعوت به نماز جمعه نهی دلالت بر فساد نمی کـنـد.
انواع نهی در معامله 2- نهی از بیع سلاح به کافران نهی از سپردن یتیم مسلمان به ولی کافر و... نهی دلالت بر فساد می کند به خاطر قاعده ی «نفی سبیل».
3- نهی از بیع رَبَوی
|
81 |
تعریف منطوق: آنچه که به طور مستقیم از یک عبارت به ذهن می رسد و در جمله ذکر شده است.
تعریف مفهوم: آنچه که در جمله بدان تصریح نشده است ولى از جمله فهمیده می شود مفهوم نام دارد.
نکته: همه جملات لزوما منطوق ندارند بلکه مفهوم هم دارند.
ماده 24 قانون مدنی: «هیچ کس نمی تواند طرق و شوارع عامه و کوچه هائی را که آخرش مسدود نیست تملک نماید»
1- اینکه کوچه ای که آخرش مسدود نیست قابل تملک نیست
از این ماده دو حکم فهمیده می شود
مثال مفهوم 2- آنکه کوچه ای که آخرش مسدود است قابل تملک است.
و منطوق
در حکم اول در کلام و نطق آمده است و مستقیما از ماده استفاده می شود و در اصطلاح اصول آن را منطوق گویند.
و در حکم دوم در کلام نطق نیامده بلکه از ترکیب و ساختمان آن فهمیده می شود و اصطلاحا آن را مفهوم نامند.
|
83 |
1- منطوق صریح
اقسام منطوق
2- منطوق غیر صریح
مثال: من کتاب را فروختم
1- دلالت مطابقی: دلالت لفظ بر کل موضوع. مثال «کل کتاب»
منطوق صریح 2- دلالت تضمنی: دلالت لفظ بر جزء موضوع مثال «یک صحفه از کتاب یا جلد آن»
3- دلالت التزامی: دلالت لفظ بر لوازم موضوع مثال «اینکه من باید مالک کتاب بوده باشم تا توانسته باشم آن را بفروشم»
|
83 |
1- دلالت اقتضا: هر گاه در یک جمله خبری صدق و راستی گفتار یا در یک جمله انشائی صحت و درستی آن مقتضی و مستلزم تقدیر گرفتن کلمه ای باشد آن را دلالت اقتضا گویند.
مثال1: آیه شریفه «و اسئلِ القَریۀ» که می دانیم از قریه (ده) نمی توان سوال و پرسش نمود و برای درستی کلام ناچار باید کلمه (اهل) در تقدیر گرفت. این چیزی است که خود کلام اقتضا دارد و از این رو به دلالت اقتضا مشهور گردیده است.
مثال2: حق شفعه فوري است.
در این ماده؛ منظور اعمال حق شفعه است. یعنی لفظ اعمال در تقدیر گرفته شده است
|
84 |
2- دلالت تنبیه و ایماء: این است که کلام دارای قیدی است که به نظر می رسد آن قید علت حکم است وگر نه نمی بایست ذکر شود.
منطوق غیر صریح مثال اول: حدیث «لا یقضی القاضی و هو غضبان» یعنی قاضی نباید در حال عصبانیت حکم دهد. از این عبارت فهمیده می شود که علت حکم نکردن، خشم و عصبانیت است.
مثال دوم: هر کس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک احیا کند مالک آن قسمت میشود. (احیا و قصد تملک دلیل مالکیت است)
|
85 |
3- دلالت اشاره: عبارت از این است که گفتار لازمه ای داشته باشد که معمولا مقصود گوینده نمی باشد
ولی از گفته او نتیجه گیری می شود، مانند اینکه آیه شریفه:«و حَملُهُ و فصالهُ ثَلثُونَ شَهرا» دلالت میکند براینکه مدت بارداری زنان و مدت شیر دادن آنها دو سال و نیم است.
مثال دوم: در آیه اي از قران آمده است: خداوند قران را در شب قدر نازل فرموده است.
در آیه اي دیگر از قران فرموده است: خداوند قران را در ماه رمضان نازل فرموده است.
از جمع کردن این دو آیه این را به دست می آوریم که شب قدر در ماه مبارك رمضان قرار گرفته است/
1- قیاس اولویت
مفهوم موافق: فحوای خطاب:(ایجاباً و سلباً با منطوق است)
|
88-89 |
2- قیاس اصولی (تمثیل منطق)
مفهوم مخالف: دلیل خطاب: (ایجاباً و سلباً با منطوق مخالف است)
انواع مفهوم
|
92 93 95 |
|
96 97 98 |
1- مفهوم شرط 4- مفهوم وصف
2- مفهوم غایب حجّت است 5- مفهوم لقب حجّت نیست
3- مفهوم حصر 6- مفهوم عدد
1- حرف شرط
جملات شرطیه شامل: 2- شرط
3- جزای شرط
مثال: اگر باران ببارد زمین سبز می شود
ج شرط جزای شرط
در صورتی که با سرعت بیش از 120 km رانندگی کنید جریمه می شوید.
ج شرط جزای شرط
مفهوم مخالف (شرط) اگر باران نبارد، زمین سبز نمی شود.
نکته: جملات شرطیه سالبه به انتفاع موضوع مفهوم ندارند
نباشید نخواهید داشت
اگر دانشجو باشید تعطیلات میان ترم خواهید داشت.
ج شرط جزای شرط
منطوق با پدر و مادرت با بدخلقی صحبت نکن (سلبی)
مفهوم موافق (قیاس اولویت) پدر و مادرت را کتک نزن
منطوق خوردن شراب انگور حرام است (ایجابی)
مفهوم موافق (قیاس اصولی) خوردن شراب خرما حرام است
اصالة العموم حجت است.
|
100 |
در لغت: شامل شونده
عام
در اصطلاح: جمله ای است که بر تمام افرادی که می تواند دلالت کند، دلالت کند.(همه دانشمندان و...). (کلیه ی ایرانیان و..).
خاص در اصطلاح: کلمه یا جمله ای است که دایره شمول آن نیست، عام محدودتر است. دانشجویان دانشگاه آزاد تربت حیدریه
( نسبت به داشجویان خاص است )
|
100 |
تعریف مخصص: جمله ای که برخی از افراد عام را از حکم عام خارج می کنـد.
|
108 |
1- مخصص متصّل: مخصص که به تنهایی به کار نمی رود (یعنی معنای مستقل ندارد) و جمله عام متصّل است
انواع مخصص
2- مخصص منفصل: مخصصی که به طور جدا از جمله عام به کار می ورد
1- عام استغرافی (افرادی): گاهى همه افراد و مصادیق یک مفهوم در عرض هم در نظر گرفته مى شود و حکمى براى آنها مقرر مى گردد، به طوري که حکم مزبور شامل تک تک افراد مى شود و هر یک از افراد و مصادیق، به تنهایى و به طور مستقل، موضوع حکم است.
مثال اول: کلیه سکنه ایران مطیع قوانین خواهند بود.
|
103 |
مثال دوم: کلیه اتباع ایرانی باید داراي شناسنامه باشند.
انواع عام 2- عام بدلی: در عام بدلى افراد و مصادیق مختلف یک مفهوم، در طول هم و به نحوعلی البدل مورد توجه قرار می گیرد و حکم مورد نظر به یک فرد نامعین تعلّق مىگیرد
مثال: مخارج پدری که فقیر شده است، به عهده هر یک از فرزندان است
3- عام مجموعی: در عام مجموعى، همه افراد و مصادیق عام در نظر گرفته شده و براى مجموع آنها یک حکم مقرر شده است، به طوري که مجموع افراد، روی هم رفته موضوع حکم به شمار می رود.
مثال: اگر افراد متعدد در یک حادثه بمیرند فرض بر این است که همه آنها در آن واحد مرده اند.
|
1/108 |
یعنی یک حکم عام بیاوریم بعد تعداد زیادی را تخصیص از حکم خارج کنیم
تخصیص اکثر ناپستد اولا چنین دستور دادن ناپسند است
دوما این دستور نیست به بقیه عام هم ضعیف و کم ارزش می شود.
مخصص متصّل همه دانشمندان را احترام کنید مگر دانشمندان فاسق را.
مثال انواع مخصص
مخصص منفصّل همه دانشمندان را احترام کنید، داشمندان فاسق را احترام نکنید.
|
114 |
1- عمل به عام قبل از مخص مخصص صحیح نیست
2- عمل به عام قبل از مخص مخصص صحیح است
اقوال در باب 1- عملا امکان جستجوی کامل در آیات و روایات برای یافتن مخصص ممکن نیست
عام قبل از 2- ممکن است ما با وجود تلاش فراوان مخصصی پیدا نکنیم ولی نمی توانیم صد در صد مطمئن شویم که مخص مخصص مخصصی وجود ندارد
3- عمل به عام قبل از مخص از مخصص متصّل صحیح نیست.
قبل از مخص از مخصص منفصّل صحیح نیست.
|
119
|
در لغت: به معنای از بین بردن است
نسخ
در اصطلاح علم اصول فقه، فقه و حقوق، نسخ دارای معنایی است متناسب با معنای اول و عبارت است از اینکه قانون موخر حکم قانون مقدم را بردارد. تعریف آن در اصول فقه چنین است«رَفعُ الحُکمِ الشرعیَّ بدلیلِ شرعیِ متأخر..» یعنی نسخ عبارت است از: برداشتن حکمی شرعی با دلیلی شرعی که بعد از آن آمده باشد.
شباهت: نسح جلو گیری از امتداد زمانی قانون است، در حالی که تخصیص محدود کردن حکم قانون عام نسبت به برخی از افراد آن است.
|
122
|
مقایسه نسخ تفاوت: فرق این دو از جهاتی است: یکی از آنها این است که، تخصیص باید همزمان یا پیش از فرا با تخصیص رسیدن زمان عمل به عام باشد و نسخ برعکس، باید پس از فرا رسیدن زمان به کار بستن عام باشد.
مثال: اگر قانون دوم پیش از زمان اجرای قانون اول تصویب شده باشد، آن را تخصیص داده است و اگر پس از فرا رسیدن زمان اجرای قانون اول تصویب شده باشد، آن را در خصوص مورد نسخ کرده است.
رابطه بین عام و مطلق عموم و خصوص من وجه
مطلق: چیزی است که بر تمام افراد جنس خودش دلالت دارد مثلا کتاب، بیع، جرم، نکاح، قانون
|
126
|
نکته: بحث عام و مطلق بیشتر در متون عربی وجود دارد.
مقـیّـد: کلمه ای است که به واسطه ی قیدی که دارد فقط در برخی از افراد جنس خودش دلالت می کنـد.
مثال: کتاب انگلیسی، بیع معاملات، جرم کیفری، نکاح دائم، قانون مدنی
مثالهایی براي مطلق و مقید:
مثال اول: رضاي حاصل در نتیجه اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست.(اشتباه و اکراه مطلق هستند(
مثال دوم: اشتباه وقتی موجب عدم نفوذ معامله است که مربوط به خود موضوع معامله باشد.(معامله در این جا مطلق است(.
مثال سوم: اشتباه در شخص طرف به صحت معامله خللی وارد نمیآورد مگر در مواردي که شخصیت طرف علت عمده عقد بوده باشد. (عقد در این جا مطلق است(.
مثال چهارم: هر مال منقول که براي استفاده از عمل زراعت لازم و مالک آن را به این امر تخصیص داده باشد
از جهت صلاحیت محاکم و توقیف اموال جزو ملک محسوب و در حکم مال غیرمنقول است (مال غیر منقول
مقید است.)
مثال پنجم: تصرفات صاحب حق در ملک غیر که متعلق حق اوست باید به اندازه اي باشد که قرار دادند و
یا به مقدار متعارف و آنچه ضرورت انتفاع اقتضاء میکند.(ملک مقید به غیر شده است(.
|
133
|
|
بحث |
1- دلالت عام بر عموم دلالت لفظی است
اما دلالت مطلق بر اطلاق ازباب مقدمات حکمت است
2- دلالت عام بر عموم از لحاظ تعداد است. مثلا: تمام دانشجویان تمام دانشجویان موجود مثلا 1000یا 2000 نفر..
|
تمام دانشجویان بر دانشجویان تهرانی، شهرستانی، دانشگاه آزادی، دانشگاه سراسری و... |
حالات
اما دلالت مطلق بر اطلاق از لحاظ کیفیات است
عوارض
|
135
|
مُجمل: کلمه یا کلامی که کعنای آن مستقیما مشخص نباشد بلکه مردد بین دو یا چند معناست
تعاریف
مُبَین: کلمه یا کلامی که معنای آن دقیقا مشخص باشد.(یعنی هیچ ابهامی نداشته باشد. یا رفع اجمال شده باشـد).
مثال های مجمل:
مثال اول: در خیار مجلس و حیوان و شرط اگر مبیع بعد از تسلیم و در زمان خیار بایع یا متعاملین تلف یا ناقص شود بر عهده مشتري است و اگر خیار مختص مشتري باشد تلف یا نقص بعهده بایع است. )کلمه به عهده مردد بین ضمان معاوضی و غیر معاوضی است(.
مثال دوم: اگر شرط شده باشد که مرتهن حق فروش عین مرهونه را ندارد باطل است. )چه چیز باطل است؟ عقد یا رهن؟ در نتیجه مجمل است(
مثال سوم: اشتباه در شخص طرف به صحت معامله خللی وارد نمیآورد مگر در مواردي که شخصیت طرف علت عمده عقد بوده باشد. )منظور از خلل چیست؟ عدم نفوذ یا ابطال؟ در نتیجه مجمل است(